یک زن

تنها ولی محکم و استوار
چهارشنبه, ۱۵ اسفند ۱۴۰۳، ۱۰:۰۹ ب.ظ

سارا

________________________

سارا، چند مغازه اونورتر از مغازه من، کفش فروشی کوچیکی داره.

خیلی دلسوز و مهربونه.

یه پسر رشید داره و شوهرشم املاکی داره.

خیلی جوش می زنه برای اجاره خونه شون که ماهی سیزده تومن اجاره میدن.

مدام میگه چرا مشتری نمیاد؟

و مدام جوش میزنه واسه مشتریایی که قسطی جنس بردن ازش و تسویه نکردن.

دیروز، دیدم سارا داره با تلفن صحبت می کنه. بلند بلند حرف می زد و حرص می خورد. از صحبتاش فهمیدم یه آقا پشت خطه. سارا صداش بلند و بلندتر می شد و همش می گفت: آقای هاشمی، شما چرا متوجه نیستی؟ طلب منو بده من گرفتارم. هشتاد میلیون رو مدتهاست گفتی میدی و ندادی.

.

سارا انقدر توضیح و تفصیل داد واسه اون آقا، و انقدر حرص خورد که نگو.

دلم براش سوخت.

بعدش اومد مغازه من. گفت: دستمال داری؟

دستمال کاغذی رو دادم بهش و شروع کرد به گریه کردن.

گفت: دیگه خدا رو دوس ندارم. چرا من انقد باید سختی بکشم؟ زجر بکشم؟

بغلش کردم و دلداریش دادم.

سارا خیلی وقتا میومد مغازه من و برام دلسوزی می کرد و می گفت: بانو، تو گناه داری انقد سرپا وای میستی؛ انقد کار می کنی؛ خسته میشی.

.

حالا نوبت من بود که دلداریش بدم.

گفتم: سارا جونم؟ چرا با این مردا در میفتی؟ دهن به دهن میشی؟ شوهرت چرا کاری نمی کنه؟ تو گناه داری.

.

و اصلن چرا باید یه زن مجبور بشه به یه مرد رو بندازه؟

آقا، بدهکاری، بدهیتو بده دیگه چرا با زن در میفتی؟

.

خیلی دلم می خواست از سارا بپرسم: سارا جونم، تو چرا کارای مردونه انجام میدی؟ چرا روح و روانتو داغون می کنی؟ تو چرا باید اجاره خونه بدی و غصه معیشتی داشته باشی؟ پس شوهرت چکاره س؟

چرا باید یه زن از دست مردای غریبه خون گریه کنه؟

.

زن مال خونه س. زن رو چه به کسب درآمد؟

چیشده که ما زنا مجبوریم کار کنیم؟

زمخت بشیم.

دغدغه مالی و معیشتی داشته باشیم؟

چرا مردا باید بی دقتی و بی تدبیری کنن و ضعف مدیریتی داشته باشن که به زنها فشار بیاد و به کارهای سخت و طاقت فرسا رو بیارن؟

چرا باید انقد گرونی باشه که هم مردا مجبور بشن چند تا شغل داشته باشن هم زنها؟

.

اینجا یه خانمی هس، تو سرما، تو برف و بارون، می شینه کنار خیابون میوه می فروشه. آخه چرا؟

شوهرت کجاس؟

مرد نداری مگه؟

من خودم اولش تفریحی کارمو شروع کردم. که توی خونه نباشم بنا به دلایلی.

ولی بعدش بخاطر مشکلات، مجبورم چند تا کار انجام بدم.



نوشته شده توسط با نو
ساخت وبلاگ در بلاگ بیان، رسانه متخصصان و اهل قلم

یک زن

تنها ولی محکم و استوار

یک زن

اینجا فقط ثبت رویدادهاست.
کسی نیستم و چیزی هم تو چنته م ندارم.
هرچی می نویسم بر اساس دیده ها و کشیده هاست.
واقعیتهای زندگی.
.
هیچ وبلاگی رو خاموش دنبال نمی کنم.
و توی هیچ وبلاگی ناشناس یا به اسم دیگه کامنت نمی زارم.

در ضمن کامنتهای مجهول فاقد وبلاگ، عدم نمایش زده میشن.

به کامنتهای بی ادب و توهین آمیز هم محل داده نمیشه.

طبقه بندی موضوعی
آخرین مطالب
پربیننده ترین مطالب

سارا

چهارشنبه, ۱۵ اسفند ۱۴۰۳، ۱۰:۰۹ ب.ظ

________________________

سارا، چند مغازه اونورتر از مغازه من، کفش فروشی کوچیکی داره.

خیلی دلسوز و مهربونه.

یه پسر رشید داره و شوهرشم املاکی داره.

خیلی جوش می زنه برای اجاره خونه شون که ماهی سیزده تومن اجاره میدن.

مدام میگه چرا مشتری نمیاد؟

و مدام جوش میزنه واسه مشتریایی که قسطی جنس بردن ازش و تسویه نکردن.

دیروز، دیدم سارا داره با تلفن صحبت می کنه. بلند بلند حرف می زد و حرص می خورد. از صحبتاش فهمیدم یه آقا پشت خطه. سارا صداش بلند و بلندتر می شد و همش می گفت: آقای هاشمی، شما چرا متوجه نیستی؟ طلب منو بده من گرفتارم. هشتاد میلیون رو مدتهاست گفتی میدی و ندادی.

.

سارا انقدر توضیح و تفصیل داد واسه اون آقا، و انقدر حرص خورد که نگو.

دلم براش سوخت.

بعدش اومد مغازه من. گفت: دستمال داری؟

دستمال کاغذی رو دادم بهش و شروع کرد به گریه کردن.

گفت: دیگه خدا رو دوس ندارم. چرا من انقد باید سختی بکشم؟ زجر بکشم؟

بغلش کردم و دلداریش دادم.

سارا خیلی وقتا میومد مغازه من و برام دلسوزی می کرد و می گفت: بانو، تو گناه داری انقد سرپا وای میستی؛ انقد کار می کنی؛ خسته میشی.

.

حالا نوبت من بود که دلداریش بدم.

گفتم: سارا جونم؟ چرا با این مردا در میفتی؟ دهن به دهن میشی؟ شوهرت چرا کاری نمی کنه؟ تو گناه داری.

.

و اصلن چرا باید یه زن مجبور بشه به یه مرد رو بندازه؟

آقا، بدهکاری، بدهیتو بده دیگه چرا با زن در میفتی؟

.

خیلی دلم می خواست از سارا بپرسم: سارا جونم، تو چرا کارای مردونه انجام میدی؟ چرا روح و روانتو داغون می کنی؟ تو چرا باید اجاره خونه بدی و غصه معیشتی داشته باشی؟ پس شوهرت چکاره س؟

چرا باید یه زن از دست مردای غریبه خون گریه کنه؟

.

زن مال خونه س. زن رو چه به کسب درآمد؟

چیشده که ما زنا مجبوریم کار کنیم؟

زمخت بشیم.

دغدغه مالی و معیشتی داشته باشیم؟

چرا مردا باید بی دقتی و بی تدبیری کنن و ضعف مدیریتی داشته باشن که به زنها فشار بیاد و به کارهای سخت و طاقت فرسا رو بیارن؟

چرا باید انقد گرونی باشه که هم مردا مجبور بشن چند تا شغل داشته باشن هم زنها؟

.

اینجا یه خانمی هس، تو سرما، تو برف و بارون، می شینه کنار خیابون میوه می فروشه. آخه چرا؟

شوهرت کجاس؟

مرد نداری مگه؟

من خودم اولش تفریحی کارمو شروع کردم. که توی خونه نباشم بنا به دلایلی.

ولی بعدش بخاطر مشکلات، مجبورم چند تا کار انجام بدم.

۰۳/۱۲/۱۵
با نو

نظرات  (۳)

هعععععی...

ححال و روز همه مون...

پاسخ:
هععععععععی

درد و بلای سارا و بانو بخوره تو سر مفسدهای اقتصادی کشور

پاسخ:
خدا ریشه شونو بکککنه

فکر نمیکنین زیاده خواهی هم نوع هاتون، استقلال طلبی سلطه گرانه، تخیلات باطل ارزشمند شدن شون، توهم جا نموندن از دیگران،  و ازین قبیل هم ممکنه مجبورشون کرده باشه و ربطی به مفسدین اقتصادی و شوهرای بی تدبیر شون نداشته باشه!

پاسخ:
نمیدونم چیبگم.
درین خصوص حرف زیاده.

ما یه عده زنهای نسل قدیم داریم، یه عده زنهای نسل جدید.

من خودمم زنهای نسل جدید رو درک نمیکنم.

ولی در مورد خودم و سارا و امثال خودم که نه زیاده خواهی داریم، نه استقلال طلبی، نه سلطه گری، نه تخیل ارزشمند شدن، نه توهم جا موندن از دیگران، می دونم که اجبار ما به کار کردن، حداقل، اینها نیست.

در مورد مفسدین اقتصادی هم،
نمیشه منکرش شد. میشه؟
و تاثیر اونها در اوضاع فعلی رو نمیشه نادیده گرفت.
حداقل من خودم که دستم تو کاره، به‌وضوح دارم میبینم.

در مورد شوهرای بی تدبیر هم که دیگه بحث نکنیم بهتره.
مردهایی که با بی فکری و بی تدبیری، قرض و بدهی بالا میارن و زندگی سخت میشه بر خود و خانواده شون.