یک زن

تنها ولی محکم و استوار
چهارشنبه, ۱۵ اسفند ۱۴۰۳، ۰۸:۰۴ ق.ظ

منه فعلی

______________

نشستم توی سازمان و منتظر شروع آزمونی هستم که قاعدتا، هیچ موضوعیتی نداره! ولی سیستم به هم ریخته آموزشی، مهارتی اجباری کرده.

.

دارم به منه واقعی خودم فکر می کنم.

به موجودیت خودم تو این دنیای موقت.

.

با این واقعیت روبرو هستم که:

من نیستم.

تن دادم به یه زندگی روتین روزمره و با موجودات اطرافم خوشم، موجوداتی که مال من نیستن و یروزی هرکدومشون میرن سراغ سرنوشتشون. 

.

می مونه یه موجود مذکر که با من هست و بی من نیست. و من برای او زنده ام، برای او زندگی می کنم.

مال خودم نیستم. مال او هم نیستم!

.

من این فانی بودنو نمی پسندم.

بهش دل نبستم و نمی‌بندم.

برای بقا تلاش کردم، نشد.

نمیشه.

.

من اسم این رو زنده گی نمیزارم،

این، گذران عمر دنیاست.

.

و می گذره.

چه بخوای، چه نخوای.

خودش می گذره.

.

این منه فعلی، منه دلپسندم نیست.

چاره ای هم نیست.

دستم بسته،

دلم زخمی،

توانم محدود،

چه فایده ازین زنده گی؟

.

برم که آزمون شروع شد.



نوشته شده توسط با نو
ساخت وبلاگ در بلاگ بیان، رسانه متخصصان و اهل قلم

یک زن

تنها ولی محکم و استوار

یک زن

اینجا فقط ثبت رویدادهاست.
کسی نیستم و چیزی هم تو چنته م ندارم.
هرچی می نویسم بر اساس دیده ها و کشیده هاست.
واقعیتهای زندگی.
.
هیچ وبلاگی رو خاموش دنبال نمی کنم.
و توی هیچ وبلاگی ناشناس یا به اسم دیگه کامنت نمی زارم.

در ضمن کامنتهای مجهول فاقد وبلاگ، عدم نمایش زده میشن.

به کامنتهای بی ادب و توهین آمیز هم محل داده نمیشه.

طبقه بندی موضوعی
آخرین مطالب
پربیننده ترین مطالب

منه فعلی

چهارشنبه, ۱۵ اسفند ۱۴۰۳، ۰۸:۰۴ ق.ظ

______________

نشستم توی سازمان و منتظر شروع آزمونی هستم که قاعدتا، هیچ موضوعیتی نداره! ولی سیستم به هم ریخته آموزشی، مهارتی اجباری کرده.

.

دارم به منه واقعی خودم فکر می کنم.

به موجودیت خودم تو این دنیای موقت.

.

با این واقعیت روبرو هستم که:

من نیستم.

تن دادم به یه زندگی روتین روزمره و با موجودات اطرافم خوشم، موجوداتی که مال من نیستن و یروزی هرکدومشون میرن سراغ سرنوشتشون. 

.

می مونه یه موجود مذکر که با من هست و بی من نیست. و من برای او زنده ام، برای او زندگی می کنم.

مال خودم نیستم. مال او هم نیستم!

.

من این فانی بودنو نمی پسندم.

بهش دل نبستم و نمی‌بندم.

برای بقا تلاش کردم، نشد.

نمیشه.

.

من اسم این رو زنده گی نمیزارم،

این، گذران عمر دنیاست.

.

و می گذره.

چه بخوای، چه نخوای.

خودش می گذره.

.

این منه فعلی، منه دلپسندم نیست.

چاره ای هم نیست.

دستم بسته،

دلم زخمی،

توانم محدود،

چه فایده ازین زنده گی؟

.

برم که آزمون شروع شد.

۰۳/۱۲/۱۵
با نو

نظرات  (۶)

ای دل غمدیده حالت به شود، وین سر شوریده باز آید به سامان غم نخور

پاسخ:
اینا فقط شعره 😄

راسم میگین 

پس عاقل باشیم و با غم خوردن به راهمون ادامه بدیم

پاسخ:
گاهی وقتا غم خوردن، خودش کفاره اس....

دنبال معنای پایدار برای زندگی باشیم

زندگی بی معنا بی کیفیته

معنا داشته باشیم روزمرگی ها و روتین های کسالت بار هم قابل تحمل میشه حتی

پاسخ:
زندگی در صورتی معنای پایدار پیدا می کنه که وصل به پایدار بشه،

کدوم زندگی، الآن کیفیت داره؟؟!!

تحمل زندگی، دال بر معنادار بودنش نیست، هست؟

درسته

همه سرشاریم از مشکلات ریز و درشت

دردهای فراوان و خسته کننده

اما یه نکته فراموش شد

اساس این دنیا بر قرار نیست

دائمی نیست

و اینجا واقعا جای خوبی برای موندن نیست

اینجوری خلق نشده

پاسخ:
مساله اینجاست که در بطن فنا، باید بقا رو بگیریم.
در بطن ظلمت، نور رو دنبال کنیم.

معلومه که اینجا جای موندن نیست،
باید عبور کرد.
ولی....
کاش عبور جنتی بود نه دوزخی.

امتحان در مسیر هدایت قرار گرفتن

امتحان خوب شدن

امتحان بهتر از خوب شدن

امتحان...

پاسخ:
حداقل سالی دوبار مورد امتحان سخت ایم.

اوصیکم به صفایی حائری .

البته صفایی حائری لزوما به این سوالات پاسخ نمیده ، اما برای رسیدن به پاسخ افق خوبی رو جلوی چشم آدم باز می‌کنه که دستکم بهش فکر کنه .

پاسخ:
ارادت دارم به آقای صفائی

گذروندمشون

ارسال نظر

ارسال نظر آزاد است، اما اگر قبلا در بیان ثبت نام کرده اید می توانید ابتدا وارد شوید.
شما میتوانید از این تگهای html استفاده کنید:
<b> یا <strong>، <em> یا <i>، <u>، <strike> یا <s>، <sup>، <sub>، <blockquote>، <code>، <pre>، <hr>، <br>، <p>، <a href="" title="">، <span style="">، <div align="">