یک زن

تنها ولی محکم و استوار
چهارشنبه, ۱۴ فروردين ۱۴۰۴، ۰۵:۱۶ ق.ظ

کَفور و کَفّار

________________________________

وقتی نعمتی داشته باشی، ازش بهره نبری یا ندونی چجور بهره ببری، یا در راستای کاربردش ازش استفاده نکنی، میشه کفران.

مثلاً درختی که پر از میوه است، میوه اش رو نچینند، میشه کفران.

یا اگه بچینند و هدر بدن، میشه کفران.

.

کتابی که خونده نمیشه، میشه کفران.

.

چاه آبی که از آب زلال و گوارای اون استفاده نمیشه، ( مثالی که خود خدا زده ) میشه کفران

.

فرض کنیم توی یه جایی، یه آدم دانشمندی هس، کسی از علم و دانشش بهره نمی بره، میشه کفران.

.

پولی که انباشته میشه و به مصرف حقیقی نمی رسه، میشه کفران.

.

خلاصه، هر نعمتی که خوب و در راهش مصرف نمیشه، میشه کفران.

.

وقتی خدا در مورد انسان لفظ کَفور و کَفّار بکار می بره که صیغه مبالغه س، عمق فاجعه رو در می یابیم که چطور میشه ما آدما قدر نعمتهای داشته مونو نمی دونیم و نمی دونیم چجور ازش استفاده کنیم. گاهی هم... نمی تونیم. به هر دلیلی.

.

اینجور میشه که اون درخت پربار، که یا میوه هاش چیده نمیشه یا هدر میره، کم کم خشک میشه.

.

اون چاه آب هم کم کم خشک میشه.

.

اون دانشمندی که علمش مورد استفاده قرار نمی گیره، کم کم پیر میشه از دنیا میره و دیگه دست کسی بهش نمی رسه.

.

حتی زنی که قابلیت بچه دار شدن داره، به هر دلیلی بچه دار نشه، کم کم دچار نازایی میشه.

.

نعمتها گرفته میشن.

یا اینکه دیگه به هر دری بزنی، انگار اسبابش مهیا نمیشه که از اون نعمت بهره مند بشی.

.

و ما آدما بجای اینکه موانع بهره مندی از اون نعمتها رو برطرف کنیم، خودمونو از نعمتها دورتر و دورتر می کنیم.

اینجاست که خدا حق داره ما رو کَفور و کَفّار خطاب کنه.



نوشته شده توسط با نو
ساخت وبلاگ در بلاگ بیان، رسانه متخصصان و اهل قلم

یک زن

تنها ولی محکم و استوار

یک زن

اینجا فقط ثبت رویدادهاست.
کسی نیستم و چیزی هم تو چنته م ندارم.
هرچی می نویسم بر اساس دیده ها و کشیده هاست.
واقعیتهای زندگی.
.
هیچ وبلاگی رو خاموش دنبال نمی کنم.
و توی هیچ وبلاگی ناشناس یا به اسم دیگه کامنت نمی زارم.

در ضمن کامنتهای مجهول فاقد وبلاگ، عدم نمایش زده میشن.

به کامنتهای بی ادب و توهین آمیز هم محل داده نمیشه.

طبقه بندی موضوعی
آخرین مطالب
پربیننده ترین مطالب

کَفور و کَفّار

چهارشنبه, ۱۴ فروردين ۱۴۰۴، ۰۵:۱۶ ق.ظ

________________________________

وقتی نعمتی داشته باشی، ازش بهره نبری یا ندونی چجور بهره ببری، یا در راستای کاربردش ازش استفاده نکنی، میشه کفران.

مثلاً درختی که پر از میوه است، میوه اش رو نچینند، میشه کفران.

یا اگه بچینند و هدر بدن، میشه کفران.

.

کتابی که خونده نمیشه، میشه کفران.

.

چاه آبی که از آب زلال و گوارای اون استفاده نمیشه، ( مثالی که خود خدا زده ) میشه کفران

.

فرض کنیم توی یه جایی، یه آدم دانشمندی هس، کسی از علم و دانشش بهره نمی بره، میشه کفران.

.

پولی که انباشته میشه و به مصرف حقیقی نمی رسه، میشه کفران.

.

خلاصه، هر نعمتی که خوب و در راهش مصرف نمیشه، میشه کفران.

.

وقتی خدا در مورد انسان لفظ کَفور و کَفّار بکار می بره که صیغه مبالغه س، عمق فاجعه رو در می یابیم که چطور میشه ما آدما قدر نعمتهای داشته مونو نمی دونیم و نمی دونیم چجور ازش استفاده کنیم. گاهی هم... نمی تونیم. به هر دلیلی.

.

اینجور میشه که اون درخت پربار، که یا میوه هاش چیده نمیشه یا هدر میره، کم کم خشک میشه.

.

اون چاه آب هم کم کم خشک میشه.

.

اون دانشمندی که علمش مورد استفاده قرار نمی گیره، کم کم پیر میشه از دنیا میره و دیگه دست کسی بهش نمی رسه.

.

حتی زنی که قابلیت بچه دار شدن داره، به هر دلیلی بچه دار نشه، کم کم دچار نازایی میشه.

.

نعمتها گرفته میشن.

یا اینکه دیگه به هر دری بزنی، انگار اسبابش مهیا نمیشه که از اون نعمت بهره مند بشی.

.

و ما آدما بجای اینکه موانع بهره مندی از اون نعمتها رو برطرف کنیم، خودمونو از نعمتها دورتر و دورتر می کنیم.

اینجاست که خدا حق داره ما رو کَفور و کَفّار خطاب کنه.

۰۴/۰۱/۱۴
با نو

نظرات  (۲)

مرسی که پست دیشب رو شستی بردی ...

همیشه اینجوری باش لطفا...

خودخواهیه ولی ما نیاز داریم اینجوری ببینیمت...💚❤️🙏

پاسخ:
عزیزمی

قوت قلب هستی برام خدا خیرت بده.

اصلنم خودخواهی نیس.
 همینکه ابراز می کنی نشون میده از قلب پاکت.

چقدر ما همه مون به این همدلی ها نیاز داریم.
فارغ از هر بحث و قصدی.

چقدر خوبه که هستی صوفیای عزیزم.

من خیلی تنها هستم و هیچ هم صحبت و همدمی ندارم.
اذیت میشم.
این وبلاگ هست و نوشته هام.

ببخشید که گاهی از غمها می نویسم.

💚❤️

بانوی زیبا، من تمام پست هات رو میخونم، گاهی چند بار، قدرت روحت و قدرت کلامت رو ستایش میکنم، میترسم بیام زیر تمام پست ها ابراز ارادت کنم، به چشم کسی تملق بیاد، اما یادم نمیره وقتی توی تاریکی بودم، وقتی با صورت زمین خوردم، اومدی خواهرانه دستم رو گرفتی، یه جایی محبت کردی، یه جایی تشر زدی، من همش رو فهمیدم، یادم نمیره از دردم بی تفاوت نگذشتی، یادم نمیره از خیلی ها که مدعی بودن، رفیق تر بودی... از قوی بودنت قوی شدم و از صبور بودنت صبور... از اینکه مومنانه مومن هستی، برای من جدا افتاده از اصلم، تلنگر شدی ... 

میدونم خودخواهیه بخوایم تو قوی باشی، تا ما از قوی بودنت جون بگیریم، اما من از طرف خودم قول میدم نگاهت کنم و ازت یاد بگیرم... و همونجور که تو نور هستی... منم روشن بشم...

عزیزدلمی... ❤️

پاسخ:
عزیزم

من لایق اینهمه لطف و محبتت نیستم.

منم تموم پستهاتو میخونم و در وجودت سیر می کنم.

حیف که کاری ازم بر نمیاد، جز همدردی و همراهی.

عزیزی برام.🩷😘🌷

ارسال نظر

ارسال نظر آزاد است، اما اگر قبلا در بیان ثبت نام کرده اید می توانید ابتدا وارد شوید.
شما میتوانید از این تگهای html استفاده کنید:
<b> یا <strong>، <em> یا <i>، <u>، <strike> یا <s>، <sup>، <sub>، <blockquote>، <code>، <pre>، <hr>، <br>، <p>، <a href="" title="">، <span style="">، <div align="">