__________________________
موقع سحر نشستم و کلی فکر کردم.
به وبلاگ.
به بیان و بیانی ها.
به دنبال کننده هام.
به نوشته هام.
به نیتهام.
به ادراکاتم از تک تک شما.
به تنهایی خودم.
نیاز خودم به نوشتن.
به درک این واقعیت که :
ما همه به این دهکده بیان وابسته شدیم.
نمی تونیم رهاش کنیم.
نمی تونیم همو نادیده بگیریم.
همه مون یجورایی به هم نیاز داریم.
همو لازم داریم.
تا کی؟
نمی دونم.
.
از رفتن و ننوشتن منصرف شدم.
ولی روندم رو تغییر میدم.
به یک شیوه دیگه نوشتن رو ادامه میدم.
.
۳ نظر
۱۶ فروردين ۰۴ ، ۰۵:۴۲